۲۳ اکتبر ۲۰۱۰

روایت پایان نامه


این پژوهش با عنوان کار کودکان و بازتولید نابرابری اجتماعی در مدت یک سال و با استفاده از مطالعه ی موردی جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان و همکاری داوطلبان آن سازمان مردم نهاد انجام گرفته است. در این رساله از خلال گفته ها، نوشته ها و نقاشی های کودکان کارگر تحت پوشش جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، و در فضای گفتمانی علم ماتریالیسم تاریخی، بخشی از فرایند بازتولید نابرابری اجتماعی را توصیف نمودیم. برای شناخت بهتر زمینه ی بحث، در بخش کلیات، تاریخچه ی مختصری از تحول مفهوم کودکی در گذر زمان و نظریات مرتبط با آن به همراه تحولات قوانین مرتبط با این موضوع را مورد بررسی قرار دادیم.
در مورد پدیده ی کار کودکان مانند دیگر پدیده های اجتماعی، با وجود آن که در نهایت این ساختار اقتصادی جامعه است که تعیین کننده بوده اما برای بررسیِ هر لحظه ی تاریخی و هر پدیده ی اجتماعی باید به انباشت تعینات ساختاری ایدئولوژیک و سیاسی نیز توجه نمود. ما به قول آلتوسر با در دست داشتن دو سر زنجیر، یعنی تعیین کنندگی اقتصاد در وهله ی نهایی و تعین چند گانه ی ساختارهای جامعه، سعی در ارائه ی تصویری از حلقه های میانی فرایند بازتولید نمودیم.
برای یک بررسی دقیق از فرایند بازتولید در میان کودکان کارگر ما روشی که مارکس اقتصاد را مورد پژوهش قرار داد را بنیان نظریِ روش مبنایی قرار دادیم تا ویژگی های ایدئولوژیک زندگی کودکان کار را شناسایی کنیم. به زبانی عملی تر آن گونه که در فصل روش توضیح داده شد، از میان مصاحبه های عمیق و نیمه ساخت یافته (9 نفر)، دست نوشته ها (30 نوشته) و نقاشی های کودکان کار جمعیت دفاع (50 نقاشی) به گرد آوری داده های خود پرداختیم. تحلیل این داده ها با روش کدگذاری باز ما را به سوی ساختن نظریه ای در مورد سوژه سازی فرودستانه رهنمون ساخته و همزمان با استفاده از کدگذاری محوری توانستیم ارتباط دستگاه های ایدئولوژیک و مقوله های مطرح شده را نشان دهیم.
نظریه ی مطرح شده در مورد سوژه سازی فرودستانه در این رساله را باید در چهارچوب نظریه ی کلی تری که مارکس و در ادامه آلتوسر مطرح ساخته اند در نظر گرفت. بر این مبنای نظری است که چهار مقوله ی اصلی از میان مفاهیم یافته شده برساخته ایم تا شباهت ها و تفاوت های این مفاهیم آشکارتر شود. این مقوله ها عبارت اند از: سرکوب های ذهنی، جدایی کار یدی از ذهنی، کمبود سرمایه ی اجتماعی و واکنش های جبرانی. در پست های آتی به بررسی این مفاهیم و ارتباطات آن ها با هم خواهیم پرداخت.

4 نظر:

mahdi گفت...

تبریک برای تموم شدنش و آرزوی صبر برای اینهمه مشکلاتی که در دنیای کودکان کار میبینی. امیدوارم همچنان تازه و پر نشاط و امیدوار به راهی که انتخاب کردی ادامه بدین و حتی یه آجر از این خونۀ خرابه (وضعیت کودکات کار رو) دوباره سر جاش بذارین.
فقط یه سؤال راجع به تز: به نظرم یه جای کار میلنگه. فکر میکنم توی گروندد تئوری ما نباید چهارچوب نظری داشته باشیم. یعنی چی چهارچوی نظری کلی تر آلتوسر و مارکس؟!

جیران گفت...

فیلتر شدی که :(

motahare گفت...

سلام آقای طالبی.
قراره برای بچه های کانون اصلاح و تربیت کارای خیری انجام بدن.گفتم به شما اطلاع بدم که اگر کسی رو می شناسین یا کمکی ازتون بر میاد با ما همراه بشین. در این رابطه در وبلاگم کمک هایی که میشه کرد رو نوشتم.به آدرس زیر:

http://www.pishnevishayeman.blogfa.com/post-137.aspx
ممنون از توجهتون
به امید روزهای بهتر.
این متن رو به ایمیلتون هم ارسال کردم.

maryam گفت...

اسلام آقای طالبی!ماقصد داریم در زنجان موسسه ی حمایت از کودکان کار وخیابان به ثبت برسونیم!و الان در حال آماده کرد طرحیم...چطور میتونیم باهاتون درارتباط باشیم که از راهنمایی هاتون استفاده کنیم...